محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
299
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
نماند . و همچنان حال مبرود را به ضد آن توان دريافت ، پس مراد از مشابهت و مشاكلت در غذا و بدن به اعتبار آن وقت بود كه غذا جزو عضو بالفعل مىشود و نه قبل آن . انتهى كلامه . و نزد اين درويش ايراد ملا سديد غير سديد است ، بهر آن كه او در كلام ابن ابى صادق كه اكثر محققان مصدق وىاند استدلال كرده به ندرت وجود معتدل مزاجان و هذا غير مسلم ، بهر آن كه مراد ابن ابى صادق از معتدل مزاجان نه آن است كه اصلا در اينها كيفيتى از كيفيات زائد نباشد كما زعمه السديد ، چه اين چنين ابدان ممتنع الوجوداند تا به ندرت چه رسد ، بلكه مراد از معتدل مزاجان آن است كه زيادتى كيفيت در آنها معتدٌبه نبود و احوال ايشان به هيچ وجه مقدوح به ذم نباشد و مباشرت گرمى و سردى در حق آنان يكسان باشد در ظهور اثر و اين چنين مردم نادر نيستند كما لا يخفى ، به خلاف محروريان و مبروديان كه تدبير ايشان همچو تدبير مرضى باشد به استعمال مخالف ، غايت آن كه در اينجا تعديل قليل كفايت كند و در مريضان به تعديل قوى حاجت بود ، لهذا علاج مرض به ضد گفتهاند ، زيرا كه مريضان از اعتدال دور تر مىافتند معتدل قوى بايد كه تا مزاج ايشان را به اعتدال آرد ، چه هر چه ضد است در تعديل ضد قوىتر است . و بر تقدير تسليم كه معتدل مزاجان نادر الوجود باشند ممكن الوجود خود هستند بل محقق الوجوداند ، پس قول اطبا در حفظ صحت بىفائده محض نباشد كما زعم و مع ذلك آنچه ملا سديد تأويل كرده و گفته كه مراد از مشاكلت حصول مشاكلت است حين صيرورت غذا جزو عضو اگر به تعمق نظر كنند بعيد از حق مىنمايد ، چه در اين صورت لازم مىآيد كه علاج مرض نيز بايد كه به مشاكلت باشد ، بهر آن كه غذاى گرم كه در بدن صاحب مرض بارد وارد خواهد شد وى هم لا محاله بعد انكسار حرارت از برودت بدن مشاكلت پيدا خواهد كرد و تدبير صحت و مرض به يك وتيره خواهد بود و قاعدهء ثانى كه علاج المرض بالضد واقع است تنقض خواهد يافت و هذا خُلفٌ ، پس حق همان است كه از صحت واقعه فى ذلك القول صحت معتدلان مراد باشد . و اگر گويند كه تدبير صحت معتدلان مذكور شده تدبير صحت غير معتدلان صحيح چرا ذكر نيافته در كلام اطبا ؟ گوئيم چون تدبير شديد الانحرافان از اعتدال كه مريضان باشند به ضد قرار يافته و تدبير معتدلان به مشاكلت و تدبير منحرفان صحيح كه نه به مشاكلت است و نه به ضد در ضمن اين دو منهّد معلوم مىشود و قدما بيان آن لازم ندانستهاند اما متأخرين تنصيص بر آن نمودهاند چنانچه قرشى در موجز گفته : كل صحة أوردنا حفظها على حالها أوردنا عليها الشبهة إلى الكيفية و إن أوردنا نقلها إلى ما هو أفضل منها أوردنا عليها الضد أى المخالف . و پوشيده نماند اگرچه تدبير غير معتدلان صحيح اعتبار استعمال مخالف مشاركت دارد به تدبير مرضى و ليكن نظر به شدت و قلّت مخالفت فرق است بينهما ، چه مخالفت عام است و ضديّت خاص ، پس تا كه مخالفت به شدت تام نبود ضد نخوانند فالحاصل أن تدبير المعتدل الصحيح بالمُشاكل و تدبير غير معتدل الصحيح بالمخالف الذي ليس في الغاية و تدبير المرضى بالمخالف الذي في الغاية المعبر بالضد و عدم تعرض الأطباء بذكر تدبير